ناکارآمدی تقسیم رباعی احادیث با توجه به کاستی های منابع رجالی

علی نصیری

چکیده
سنت به عنوان گسترده ترین منبع دین شناخت که جزئیات و تفاصیل آموزه های دینی را در اختیار ما گذاشته است، جز در مواردی نادر از طریق اخبار آحاد بدست ما رسیده است و برای دستیابی به اطمینان صدور آنها از معصوم می بایست به نشانه هایی تکیه کرد. در تقسیم رباعی احادیث که توسط سید بن طاوس و علامه حلی در سده هفتم پیشنهاد شد، همه نشانه ها به سند احاله شده و در نتیجه کار ارزش گذاری آنها عملاً بر دوش منابع رجال نهاده شد. از سویی دیگر، منابع رجالی با کاستی هایی مختلف روبرو بوده و عملاً شمار زیادی از روایات در شمار ضعاف قرار گرفته اند. نگارنده در این مقاله در مرحله نخست گزارشی از سیر تاریخی تقسیم ثنائی و رباعی روایات را ارایه داده است و در مرحله دوم برای اثبات ناکارآمدی تقسیم رباعی به خاطر ابتنای آن به منابع رجالی، سه کاستی منابع رجالی را مورد بررسی قرار داده است که عبارتند از: 1. فقدان انگیزه جرح و تعدیل راویان در منابع رجالی؛ 2. عدم بازتاب شماری قابل توجه از راویان در منابع رجالی؛ 3.وجود اختلاف در مبانی نظری رجاليان.


کلمات کلیدی
تقسیم ثناعی احادیث، تقسیم رباعی احادیث، منابع رجالی، جرح و تعدیل، مبانی کلامی رجالیان.

تمام متن:
PDF PDF
بازدید: 511
ایمیل این مقاله (نیازمند ورود )
ایمیل به نویسنده (نیازمند ورود )