بررسي شيوه‌هاي اثبات استنادپذيري نهج البلاغه

علی خیاط

چکیده
نهج البلاغه سخنان نفیس و گهربار امير مؤمنان علي ع است، از زمان نگارش آن توسط سيد رضي  در نيمه دوم قرن چهارم مورد توجه بسيار زياد دانشمندان و عالمان حوزه هاي مختلف علوم اسلامي قرار گرفت. از اين درياي معارف اهل بيت  شايد بيشترين بهره را اديبان و متكلمان برده، و از سويي ديگر فقيهان و مخصوصا پيشينيان از آن ها كمتر به اين كتاب ارزشمند در اثبات مطالب فقهي استناد كرده اند. گويا دليل اساسي اين بي‌مهري فقيهان به نهج البلاغه آن است كه سيد رضي سلسله سند را در نهج البلاغه حذف كرده؛ از اين رو احاديث آن بنابر اصطلاح حديث پژوهان مرسل ناميده مي¬شود و در اثبات گزاره هاي فقهي قابل استناد نیست.
اما آيا واقعا متصل نبودن اسناد در نهج البلاغه مي¬تواند دليل محكمي براي تمسك نكردن به آن باشد؟! به عبارت ديگر آيا راه يا راههايي براي صحت استناد به آن وجود ندارد؟ به نظرما چنین راههایی وجود دارد و در اين پژوهش بر آنيم كه تمامي شيوه هایی راكه در صحت اسنتاد به نهج البلاغه گفته شده و يا مي¬تواند گفته شود مورد بررسي قرار داده و درجه تمسك به آن را به عنوان يكي از منابع فقه شيعه ارزش گذاري نماييم و براي رسيدن به اين مهم بيشتر منابع فقهي و يا غير فقهي كه امكان مطرح شدن موضوع در آن وجود داشته است مورد مطالعه قرار گرفته است.


کلمات کلیدی
استنادپذيري، نهج البلاغه، شيوه ها

تمام متن:
PDF
بازدید: 63
ایمیل این مقاله (نیازمند ورود )
ایمیل به نویسنده (نیازمند ورود )